تبليغاتX
گل ارکیده
سه شنبه سی و یکم مرداد 1385
روز اعظم مبارک
محمد به فرشته نگاه کرد

در دستان فرشته پارچه ای سبز بود

محمد همه ی روزهای پیشین را به یاد آورد

تمام خواب هایش عین زندگی میشد وصداقت

محمد چند روزی میشد که صدای سنگ و کوه و درختان را می شنید

کوه و سنگ و درختان می گفتند : السلام علیک یا محمد یا رسول الله

محمد به فرشته نگاه کرد

فرشته پارچه ی سبز را در مقابل محمد گرفت

گفت :

محمد بخوان

محمد گفت :

من نمی توانم بخوانم

فرشته دست بر شانه ی محمد گذاشت ، شانه ی محمد را فشرد و گفت:

محمد بخوان

محمد گفت من نمی توانم بخوانم ، من امی هستم ، سواد خواندن و نوشتن ندارم

فرش ته هر دو دست را بر شانه های محمد گذاشت و گفت:

محمد محمد محمد بخوان

محمد گفت : چه بخوانم؟
فرشته گفت: بخوان بخوان

و محمد خواند

** *
منبع: وبلاگ کوله پشتی
(وبلاگ علی اقا)
نوشته شده توسط ارکیده در 11:43 | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385
گفتنی ها.(4)
 هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذارند نگذران

دوست واقعي كسي ست كه دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند

تو ممكن است در تمام دنيا يك نفر باشي ولي براي بعضي افراد همه دنيا هستي

هيچ كس لياقت اشك هاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي را دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود

هرگز لبخند را ترك نكن حتي وقتي ناراحتي ، چون هر كسي امكان دارد عاشق لبخند تو باشد

به چيزي كه گذشت غم مخور ، به چيزي كه پس از ان خواهد امد لبخند بزن


جملات بالا نكاتي از زندگي از زبان گابريل گارسيا ماركز است اميدوارم ازشون استفاده كنين

نوشته شده توسط ارکیده در 22:19 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و هشتم مرداد 1385
بي حرمتي به ساحت خوبان قشنگ نيست
خوبان


بي حرمتي به ساحت خوبان قشنگ نيست
باور کنيد پاسخ آینه سنگ نيست


سوگند مي خورم به مرام پرندگان
در عرف ما سزاي پريدن تفنگ نيست


با برگ گل نوشته به ديوار باغ ما
وقتي بيا که حوصله غنچه تنگ نيست


در کارگاه رنگرزان ديار ما
رنگي براي پوشش آثار ننگ نيست


از بردگي مقام بلالي گرفته اند
در مکتبي که عزت انسان به رنگ نيست


دارد بهار مي گذرد با شتاب عمر
فکري کنيد فرصت پلکي درنگ نيست


وقتي که عاشقانه بنوشي پياله را
فرقي ميان طعم شراب و شرنگ نيست


تنها يکي به قله ء تاريخ مي رسد
هر مرد پا شکسته که تيمور لنگ نيست

منبع:کوله پشتی

نوشته شده توسط ارکیده در 18:12 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و هفتم مرداد 1385
گفتنی ها.(3)
جلوهگاه رخ او ديده من تنها نيست

ماه و خورشيد و باد و باران آینه گردان جمال بي مثال توست

اسمان را با ريسه هاي ستاره زينت ميكنيم

همه افق ها را اب ميزنيم

با دستهاي لبخند و لبهاي باراني

هر چه كوه بر روي زمين است , به بوسه ميگيريم

بال فرشتگان را با نوازش اندازه ميكنيم كه لحظه,لحظه گلچين كردن ترانه از دنياست.

اي ماه ببين كه شب چه زيباست

يار امده يار امده اينجاست

ا ي ماه ببين كه شب چه زيباست

امشب همه جهان همينجاست.
نوشته شده توسط ارکیده در 18:5 | | لینک به این مطلب





Powered by WebGozar